نویسنده: علیرضا امامی | معمار ذهن معاملهگر
در دنیای مالی، پارادوکسی تلخ وجود دارد: چرا سرمایهگذارانی که برای کسب ریال به ریال سرمایه خود تلاش کردهاند، در عرض چند دقیقه داراییشان را به تصمیمات کانالهای سیگنالدهی واگذار میکنند؟
پاسخ این معما در فرمولهای تکنیکال نیست؛ بلکه در پیچیدگیهای تکاملی مغز ما نهفته است.
مغز ما برای بقا به دنبال میانبرهاست. در ادامه ریشههای روانی این فریبخوردگی را کالبدشکافی میکنیم.
مغز انسان برای بقا، تمایل به «میانبرهای شناختی» دارد. دانیل کانمن این پدیده را به دو سیستم تقسیم میکند:
پیشنهاد استادنما، سیستم ۱ را هدف میگیرد تا ذهن را از مسئولیتِ تفکر سخت خلاص کند.
وقتی فردی پولی بابت پکیجهای بیفایده پرداخته، از نظر روانی با آن «سرمایهگذاری عاطفی» میکند. پذیرشِ فریب خوردن، برابر است با اعتراف به اتلافِ منابع. ذهن برای فرار از این درد، خود را با این دروغ آرام میکند که «شاید اینبار درست شود».
«دفاع از یک فریبکار، در واقع مکانیزم دفاعی ذهن برای حفظ عزتنفس سرمایهگذار است.»
وقتی واقعیتِ ضرر با باورِ «من معاملهگر باهوشی هستم» تضاد پیدا میکند، ما واقعیت را تحریف میکنیم: «تقصیر استاد نبود، اخبار ناگهانی بود!» همچنین، نمایش زندگی لاکچری توسط این افراد، «اثر هاله» ایجاد میکند؛ یعنی چون ثروتمند به نظر میرسند، حتماً تریدر موفقی هم هستند.
برای رهایی از این سراب، باید معماری ذهن خود را تغییر دهید:
بیدار کردن کسی که خواب است آسان است؛ اما بیدار کردن کسی که خود را به خواب زده تا رویای ثروتِ یکشبه را نبیند، تقریباً غیرممکن است.